روياي سپيد


+ روانشناسی انسانهای سلطه جو قسمت دوم

با سلام خدمت دوستداران علم روانشناسی و شمایی که دوست دارید و علاقمندید با مطالعه ی مطالب روانشناسی گامی مثبت و جدی جهت بهبود هر چه بیشتر روابط شخصی و بین فردی خود بردارید .. درود بی پایان بنده نثار شما!

در ادامه مبحث گذشته همانطور که مستحضر هستید با انواع انسانهای سلطه جو آشنا شدیم و بیان هم کردیم انسان سلطه جو (بعد منفی) و انسان خویشتن ساز (بعد مثبت) هر دو تحت عنوان کلی سلطه جو مطالعه و بررسی می شوند و دارای شباهت های کلی نیز هستند ولی هر کدام خصوصیات مخصوص به خود را دارند. و حال ادامه ی ماجرا ...

خصوصیات انسان سلطه جو (بعد منفی)

1. فریب (تزویر، ظاهرسازی)
فرد با عمل و ایفای نقش ، نفوذ خود را اعمال می کند.

2. نا آگاهی (مردگی، بی حوصلگی)
فرد از مواهب واقعا مهم زندگی بیخبر است و هر چه را که دلش میخواهد ، می بیند و می شنود.

3. کنترل (آگاهانه، ناخودآگاه)
فرد سلطه جو به زندگی همچون بازی شطرنج می نگرد. او به شدت کنترل می شود و دیگران را نیز کنترل می کند.

4. بدگمانی (عدم اعتماد)
یعنی انسان سلطه جو نسبت به خود و دیگران بدبین است.

 

خصوصیات انسان خویشتن ساز (بعد مثبت)

1. شرافت (صفا، نبوغ و بی ریایی)
انسان خویشتن ساز بدرستی می تواند نمایانگر همه احساساتش باشد از خصوصیات وی ساده دلی و ظاهر ساده است و آنچه واقعا هست را می نمایاند.

2. آگاهی (هوشیاری، سرزندگی، علاقمندی)
او به دقت به خود و دیگران توجه کرده و گوش می کند. از طبیعت ، هنر ، موسیقی و سایر ابعاد واقعی زندگی اطلاع کامل دارد و یا کسب می کند.

3. آزادی (رفتار خود به خودی ، گشاده دلی)
انسان خویشتن ساز برای اظهار توانایی های بالقوه ی خویش آزادی دارد ، فرمانروای زندگی و رفتار و کردار خویش است و به جای اینکه یک عروسک خیمه شب بازی باشد ، بر اشیاء حاکم است.

4. اعتماد (ایمان ، اعتقاد)
او نسبت به خود و دیگران ، نسبت به زندگی و ادامه ی آن اعتماد و اطمینان قلبی دارد.

و اینک مانند هشت نوع انسانهای سلطه جو به ذکر عنوان وار انواع انسانهای خویشتن ساز می پردازیم.

انواع انسانهای خویشتن ساز

1. رهبر نقطه ی مقابل دیکتاتور است. او به جای اینکه دستور بدهد هدایت می کند. او قدرتمند است اما خود را تحمیل نمی کند.

2. همدل نقطه ی مقابل آدم ضعیف است. همدل محبت می کند ، خوب گوش می دهد و به نقاط ضعف خویش گرفتار است.

3. احترام گذار که نقطه ی مقابل حسابگر است. او به شخصیت انسانها احترام می گذارد و افراد را به صورت شیء نمی پندارد.

4. ستایشگر نقطه ی مقابل انسان وابسته است. او به دیگران متکی ست و rقدر مهارتهای مختلفی را که دیگران باید ابراز کنند می داند. او پدیده هایی را که از نظر او مثبت هستند ستایش می کند و برایش مهم نیست که دیگران مانند او فکر می کنند یا نه!

5. خودنما نقطه ی مقابل قلدر است. او دشمن مهم را ارج می نهد و در کارش رک و بی پرده است. او مانند قلدر دشمنی ندارد و تحکم گرا نیست.

6. دلسوز نقطه ی مقابل آدم خوب است. او مانند آدم خوب تملق نمی گوید و فردی صمیمی و عاشق واقعی مردم است.

7. رک گو در نقطه ی مقابل قاضی قرار دارد. او می تواند اعتقادات خود را با قدرت اظهار کند و مسئول کار دیگران نیست.

8 راهنما نقطه ی مقابل هواخواه است. او از کسی حمایت نمی کند و به دیگران چیزی نمی آموزد ولی با ملایمت بقیه ی افراد را یاری می کند تا راه خود را پیدا کند.

و اما موسیقی این هفته مربوط به فیلم داستان سرراست به کارگردانی دیوید لینچ است که ساخته ی آهنگساز نامی و معظم آنجلو بادالامنتی ست. نوای آرام و روح بخش سازهای بادی به همراهی پیانو فضایی آرامش بخش برای ظهرهای تنهایی شما فراهم می آورد.

بشنوید و لذت ببرید: دانلود موسیقی فیلم داستان سرراست

و فراز امشب :

"اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاوری ، می شود هزار و یک اشتباه! .. ولی اگر همان یک اشتباه را قبول کنی و در مقام جبران آن برآمدی اشتباهت محو می شود و می شود هیچ اشتباه!"

بزودی مطلبی با عنوان "حکایت اصالتی که برفت و نجابتی که باقی ماند صد حیف که آن برفت و صد شکر که این باقی ماند" کار خواهد شد.

تا درودی دیگر بدرود! .. موفق باشید!

نویسنده : مهدی اسدی ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک

+ بوی عیدی ، نوروز 90 ، روانشناسی انسانهای سلطه جو قسمت اول

سلام ، سال نو مبارک و نوروزتان خجسته با اولین پست نوروزی در سال جدید و آغازین لحظات دهه ی نود در خدمت شما عزیزان هستم. امیدوارم روز و ماه و سالی پر از موفقیت و پیروزی در انتظار شما باشه! .. و به امید آزادی ...

روانشناسی انسانهای سلطه جو

تعریف انسان سلطه جو در مقابل انسان خویشتن ساز قرار می گیره ، انسان سلطه جو شخصی است که با روشهای خود ، از شکست خاص خود و دیگران به عنوان اشیاء استثمار ، استفاده می کند هر چند هر کس تا اندازه ای سلطه جو است اما روانشناسی انسان مدرن عقیده دارد که از این سلطه جوئی ها می توان قابلیتهای مثبتی که آبراهام مزلو (Abraham Moslow) و کرت گلداشتاین (Kurt Goldestein) آن را خویشتن سازی می نامند به وجود آورد. نقطه مقابل انسان سلطه جو ، انسان خویشتن ساز است که می توان او را اینگونه تعریف کرد : شخصی که خود و دیگران را به عنوان افراد یا موجوداتی با قابلیتهای بی مانند و بینظیر قدر و ارزش و منزلت می نهد و خویشتن واقعی خود را آشکار می سازد.

تضاد در این است که قسمتی از وجود ما سلطه جو و قسمتی خویشتن ساز است اما قادر هستیم با تسلط و آشنایی با آن به طور مستمر در جهت خویشتن سازی خود سیر پیشرفت گرایانه داشته باشیم.
همانطور که تا حدودی هم از تعریف برآمد سلطه جویی تنها به معنی ظلم کردن و یا آزار و اذیت نیست بلکه بعد مثبت هم دارد و حتی یک انسان ممکن است با مهربانی و همدلی و صفتهای خوب هم سلطه جو باشد که در بیان انواع انسانهای سلطه جو این مسئله کاملا روشن میشود.

انواع انسانهای سلطه جو

1. دیکتاتور در بیان قدرت اغراق می کند وی مسلط می شود، دستور می دهد، اعمال قدرت می کند و به هر کاری برای کنترل افراد متوسل می شود. این نوع سلطه جویی را می توان در شخصیت مادران و پدران مقتدر مشاهده کرد.
2. آدم ضعیف اغلب قربانی دیکتاتور است وی در بیان حساسیت های خود اغراق میکند انواع آدمهای ضعیف را می توان در گروه غصه خورها، تسلیم شوندگان و کسانی که خصوصیت انزواطلبان را دارند بررسی کرد که در آیندهبه تفصیل به این گروه خواهیم پرداخت.
3. حسابگر در حدود کنترل اغراق می کند او گول می زند دروغ می گوید و دیگران را احمق می پندارد. این افراد که زرنگ در اصطلاح عامیانه می نامیم را می توان در فروشندگان قهار هنرمندان بی شخصیت و روشن فکر نماها پیدا کرد.
4. شخصیت وابسته قطب مخالف حسابگر است. وی در میزان وابستگی اغراق میکند او آدمی است که می خواهد دیگران او را هدایت کنند و مراقبش باشند و به جای او کار انجام دهند. افراد همیشه کودک ، مویه گرها و مهرطلب ها نمونه هایی از این شخصیت هستند.
5. قلدر یا زیردست آزار در مورد عصبانیت و عدم مهربانی اغراق می کند و با تهدید دیگران را کنترل می کند وی انسانی تحقیر کننده ، متنفر و منفور و مسخره کننده و ترساننده است افراد عیب جو نمونه ای از این صفت هستند.
6. آدم خوب در مورد عشق و میزان مراقبت خود از دیگران اغراق کرده و درواقع با پنبه سر می برد. کنار آمدن با این افراد مشکل تر از قلدر است چرا که آدم نمی تواند با آنها بجنگد و تقریبا همیشه آدم خوب برنده می شود. نمونه های این افراد عبارتند از: خشنودها، ملایم ها ، خارج گودنشینها و بی تفاوتها.
7. قاضی در مورد انتقادگری خود اغراق می کند. وی به همه کس بدبین است و گناه دیگران را دیر می بخشد و به سرزنش می پردازد. نمونه های این افراد را می توان در ملامتگرها ، رسواگران ، داورها ، دادستان ها و وکلای مدافع جستجو کرد.
8. هواخواه نقطه مقابل قاضی است. او در مورد قدرت حمایت خویش اغراق می کند و نسبت به اشتباهات دیگران اغراق نمی کند. بی اندازه ابراز همدردی می کند و به کسانی که تحت حمایت خویش گرفته اجازه برخاستن و رشد کردن را نمی دهد. نمونه های این افراد را می توان در میان مادران هواخواه ، ناراحت به خاطر دیگران و یاری دهندگان پیدا کرد.

عزیزان این نکات به تلخیص ذکر شد و شاید باز هم مثال و توضیح نیاز باشد ولی بخاطر ادامه دار بودن مبحث و تکمیل آن در نوبه ی بعد و توضیح انسانهای خویشتن ساز شفاف خواهد شد. فقط به یاد داشته باشید که این تقسیم بندی ها تحت عنوان سلطه جو انجام گرفته و هرکدام خصوصیات مربوط به خود را خواهند داشت.

موسیقی این هفته هم با توجه به آغاز فصل بهار آهنگ زیبا ، آرام و خاطره انگیزی از تورج شعبانی به نام بهاربهار است که امیدوارم خوشتان بیاد و همین طور میدونم خیلی از شما ها سالهاست که از آن خاطره دارید و دنبال آن می گردید.

لذت ببرید و مطمئنم چندین باره آن را گوش میکنید: بهاربهار.

بهار قناری

و فرازی دیگر از سخنان دکتر ابراهیم میثاق:

"در زندگی خود هرگز چهار چیز را نشکنید. اعتماد ، قول ، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندازد ولی دردناک است."

تا نوبت بعد شما را به خدای منان می سپارم .. دلهایتان نیز در این هوای بهاری ، بهاری و سبز!

نویسنده : مهدی اسدی ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک