روياي سپيد


+ انجيل به روايت مرقس ( آخرين قسمت )

مرقس اينک توصيف می کند چگونه به يمن پادرميانی يک يهودی ثروتمند، جسد عيسی را در مقبره ای سنگ تراشيده دفن کردند. دو روز بعد، پس از پايان سبت، سه نفر زن از پبروان عيسی به مزار او می روند که جسدش را تدهين کنند. می بينند سنگ بزرگی که قبر را پوشانده بود به کناری غلطيده، و مرد جوانی لباس سفيد در بر به آنها می گويد: << او برخاسته، ديگر اينجا نيست. نگاه کنيد، اين جايی است که او را نهاده بودند.>> به زنها دستور می دهد بروند و به حواريون بگويند که عيسی پيش از آنها به جليل خواهد رفت، و در آنجا او را خواهند ديد.

مرقس ادامه می دهد: << آنگاه آنها از مقبره بيرون رفتند و از سر قبر گريختند، از وحشت سر از پا نمی شناختند و از ترس چيزی به کسی نگفتند.>> 

قديمی ترين نسخه های خطی انجيل مرقس در اينجا، و بسيار ناگهانی، به انتها می رسد. بخشهايی که در بيشتر نسخه های چاپی در پی اين می آيد به نظر همگان کار نويسنده ای بعدی است. در اين بخشها گفته شده که چگونه عيسی پس از رستاخيز بر حواريون خود ظاهر گرديد و سپس به آسمان برده شد تا در دست راست خداوند بنشيند. اين قسمت اضافه شده به متن اصلی ظاهرآ از انجيل های ديگر اقتباس شده است. ولی نشان می دهد که خوانندگان مرقس از همان ابتدا از پايان گرفتن ناگهانی داستان حيران بودند، و احساس می کردند روايت را بايد تا سرانجام معقول و مناسبش تداوم بخشند.

 

اين خلاصه ای بود بسيار فشرده از انجيل مرقس. اين انجيل پايه و اساس دو انجيل ديگر است، و از اين جهت لزومی ندارد  آن دو را چنين به تفصيل بيان کنم.

ولی بايستی اختلاف عمده و چشمگير آنها را با مرقس مطالعه کنيم.

 

پايان انجيل مرقس...

-------------------------------------------------------

با تشکر از کليه دوستان عزيز و گرامی که به اين بلاگ سر ميزنند.

در نوبه های بعد باز هم به مطالب زندگی برتر خواهم پرداخت. و سعی خواهم کرد از مطالب متنوع ديگر هم - همانطور که در روز اول وعده کردم - استفاده کنم. مانند سينما و تئاتر و ... و باز هم عيسی.

و برنامه بعدی من هم معرفی يک سايت خوب در هر هفته می باشد. پس اولين را داشته باشيد:

==> رضا يزدانی خواننده خوب راک در آلبوم پرنده بی پرنده با موسيقی زيبای حميدرضا صدری و شعرهای ناز يغما گلرويی.

منتظر نظرها و پيشنهادهای شما هستم.

نویسنده : مهدی اسدی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ شهریور ۱۳۸٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک