انجيل به روايت مرقس ( ادامه‌ )

عيسي پيروزمندانه وارد اورشليم مي شود . جمعيت فرياد مي زند : هوشيانا ! (‌تمنا که خلاصی دهی) مبارك باد آن كسي كه بنام خداوند مي آيد ! مبارك باد ملكوت آتيه پدر و مادر ما داوود ! در اورشليم پيشه وراني را كه در صحن معبد دكه داشتند بيرون مي راند و هياهو راه مي اندازد ، همچنين با تعليمات و نيز جرو بحثهاي خود با نمايندگان دو فرقه عمده مذهبي ، فريسيان و صدوقيان ، توجه مردم را به خود جلب مي كند . آنها در صددند او را وادارند حرفهاي خطرناك بزند و گيرش بيندازند  ولي موفق نمي شوند . با اين حال تصميم مي گيرند ترتيب بازداشت او را بدهند . در اين ميان عيد مذهبي بزرگي فرا مي رسد ، و عيسي و حواريون براي صرف شامي كه مطابق مرسوم ، آغازگر اين عيدست دور هم گرد مي آيند . در حين شام عيسي نان بر مي دارد ، آن را تبرك مي دهد ، و ميان حواريون تقسيم مي كند و مي گويد :  اين خون عهد من است ، كه براي بسياري ريخته مي شود. ( عهد ، وعده خداوند به يهوديان بود كه چنانچه قوانين شرع را زير پا نگذارند بندگان محبوب او خواهند بود) عيسي سپس حواريون را به كوه زيتون مي برد و در آنجا هنگامي كه مشغول عبادت است توسط جمع مسلحي دستگير مي شود . اينها را سران كاهنان و همدستانشان فرستاده اند و راهنماي آنها يهودا ، يكي از حواريون خود عيسي است كه با بوسه اي به او خيانت مي كند . (يهودا براي راهنمايي مأموران قرار گذاشته بود هر كه را بوسيد بفهمند عيسي است و دستگيرش كنند ) عيسي را مي گيرند و به خانه كاهن اعظم مي برند .

...ادامه دارد...

-----------------------------------------------------------

با عرض پوزش از دوستان گرامی که يک هفته اين سايت بروز نشد...08.gif

به احتمال زياد از نوبه بعد در کنار مطلب عيسی طبق وعده ای که روز اول دادم نکات ويژه ای از مسائل روانشناسی ( زندگی برتر ! ) را اينجا خواهم گذاشت... يا دو صفحه در هر نوبه ( يکی عيسی و ديگری زندگی برتر ) و يا با هر بار بروز شدن صفحه يکی را بترتيب خواهم گذاشت.. بهر حال منتظر نظرات و پيشنهادات شما خواهم بود..

و در ضمن عزيزی از راه دور مرا نوازش داده است که خالی از لطف نيست که در اينجا ياد و تشکر ويژه ای از او بنمايم و لينکی به رسم يادگار  به او بدهم: ==>> فرناز ... سپاس

و اما امروز هم ميخواهم نکته ای را عرض کنم:

عاشق را فراق بهتر تا که وصال ، که در وصال بيم فراق است ولی در فراق اميد وصال.

باتشکر...07.gif

 

/ 8 نظر / 36 بازدید
پونه

خب فکر کنم من اولین نفری هستم که دارم برات مینویسم.ممنن که اومدی شاد باشی

گداي پاپتي

سلام قالب و وطالب قشنگی داری. من مسلمونم اما نمی دونم چرا اينقدر علاقه به حضرت عيسی مسيح دارم.خيلی به اين پيامبر علاقه دارم ممنون به من سرزدی تا بعد بای بای

ليلی

با آوازي يکدست يکدست دنباله چوبين بار درقفايش خطی سنکين ومرفعش برخاک می کشد. «تاج خاری بر سرش بگذاريد!» وآواز دراز دنباله بار در هذيان دردش يکدست دشته ئيآتشين می رشت «شتاب کن ناصري؛شتاب کن!» ازرحمی که درجان خویش یافت سبک شد وچونان قوئی مغرور درزلالی خویشتن نگریست «-تازیانهاش بزنید!» رشته چرم باف فرود آمد؛ وريسمان بيانتهای سرخ درطول خویش ازگرهی بزرگ برگذشت. «شتاب کن ناصري؛شتاب کن!» از صف غوغای تماشائيان العارز دست ها درپس پشت به هم درافکنده؛ وجانش رااز آزار گران دینی گزنده آزادیافت «-مگر خودنمی خواست ؛ورنه می توانست!» آسمان کوتاه به سنگینی برآواز رود خاموشی رحم فرو افتاد. سوگواران به خاک پشته بر شدند وخورشید وماه به هم برآمد. «احمد شاملو» مسيح خداوند است پیامبر نيست .مسيحيت فيض است دین نیست.برکت خداوند بر تو باد پايدار باشی ....آمــــــين.

رامبد

با تشکر از مطلبتون . منم خيلی به مسيح علاقه دارم و انجيلهای مرقس - بارنابا - لوقا - متی - يوحنا رو ساليان پيش خوندم به عنوان يه دوست پيشنهاد ميکنم کتاب آخرين وسوسه مسيح تاليف نيکوس کازانتزاکيس رو بخونين که برداشت آزادی از انجيله فيلمشو هم مارتين اسکورسيزی ساخته اونم ببينين . راستی به ما هم افتخار بدين يه سری بزنيد ٪

فيونا

سلام دوست عزيز/سپاسگزارم که مهمان غارم می شوی به مهربانی/تازه شدم وقت کردی سری بزن.

مهدي اسدي

رامبد دوست داشتنی ... فيلم و کتاب آخرين وسوسه مسيح را ديده و خوانده ام... نثر و تخیل باونکردنی کارانتزاکيس و کارگردانی اسکورسيزی همرا موسيقی پيتر گابريل شاهکاری به تمام معنا را پديد آورده است... ممنون از حسن توجه و مهربانيت... حتمآ پيشت خواهم آمد و مرا قول بده که باز هم بيايی و از نظرات سبزت مستفيذ نمايی... در انتظار تو....

alone

خوشحال می شم سر بزنيد!

sorena

سلام/تصوير زيبايی از شام آخر بنمايش گذاشته ايد.بسيار زيبا.